محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

106

تفسير قرآن صفى على شاه

اعلمى تو بر هر آنچه گشته وضع * كه ز نطفه آگهى تا موت و نزع در رحم هستى تو صورت بند ناس * نقش را نقاش به داند اساس اين بود زن يعنى ار نارم بجا * نذر خود نبود عدول از ما مضى نام او مريم نهادم بر تو ز او * هم پناه آرم ز شيطان عدو استعاذه بودش از چيزى كه بيم * بهر نسوانست از ديو رجيم باز دارد مرد و زن را بر گناه * عقل را فاسد كند دين را تباه پس پناه از آن حوادث وان فتن * برد بر حق كه بود در خور بزن كرد پس پروردگار او را قبول * بهر خدمت بر حريمش بر دخول در قبولش داشت نيكوتر ز مرد * زانكه او از مرد و زن بد جمله فرد رزق نيكو مىخوراند از جنّتش * پرورش ميداد در هر طاعتش آن نباتى را كه روياند خداش * تا چه باشد رونق و حسن و بهاش گر چه روياننده‌اى نبود بذات * غير حق كز خاك روياند نبات ليك نادر باشد ار بيواسطه * رسته نبتى از زمين در ضابطه بود مريم آن نباتى كه خدا * بىوسايط داديش نشو و نما مر زكريا بود در كارش كفيل * يافتى آداب طاعت زان خليل هر زمان داخل شدى در معبد او * يافت رزقى نزد مريم بس نكو گفت او را هست اين رزق از كجا * گفت از حق كو بود رزّاق ما ميدهد رزق او چو خواهد بيحساب * بىسبب يعنى بپاداش و ثواب [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 38 تا 39 ] هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ ( 38 ) فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ ( 39 ) در آنجا خواند زكريا پروردگارش را گفت اى پروردگار من ببخش مرا از نزدت فرزندى پاكيزه بدرستى كه تو شنوندهء دعائى ( 38 ) پس ندا كردندش فرشتگان و او ايستاده بود نماز ميكرد در محراب بدرستى كه خدا مژده ميدهد ترا بيحيى تصديق كنندهء بكلمهء از خدا و مهتر و بازدارنده نفس از شهوتها و پيغمبرى از شايستگان ( 39 ) چون زكريا ديد اندر انحصار * آن خلاف عادت آنجا آشكار ميوه‌هاى صيفى اندر فصل دى * از عنايات خدا در پيش وى گفت يا رب ده به من ذرّيتى * كو ز من بر خلق باشد آيتى در جوانى زاو نشد فرزند و آل * اين ز خود ميديد در پيرى محال چون تو را قدرت بهر كارى بود * شايد ار بخشى بنا دارى ولد تو نيوشندهء دعائى اى مجيب * كن دعاى من اجابت عنقريب پس ندا كردند او را در نماز * مر ملايك بعد ازان عرض و نياز كز خدا بادت بشارت بر ولد * كوست يحيى مصدّق با رشد مر مصدق بر كلامى از خدا * سيّد و محصور از رجس و خطا بر كلم يعنى مصدق بر مسيح * مىنشد صادر ز وى وقتى قبيح در كلمه نكتهء مخفى است بكر * عارفان دانند و اهل ذكر و فكر وان منافى نيست با وجه مسيح * سر توحيد است و تحقيق مليح انبيا بودند زان آگه تمام * همچنين يحياى با فكر و مقام كو پيمبر بود و هم از صالحين * حق ستود او را به قرآن اين چنين ذوق معنى هيچت ار باشد به سهم * رو به پيرى جو توسل آن بفهم [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 40 تا 44 ] قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ ( 40 ) قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزاً وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ ( 41 ) وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ ( 42 ) يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ ( 43 ) ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ( 44 ) گفت اى پروردگار من از كجا باشد مرا فرزندى و بحقيقت رسيده مرا پيرى و زنم نازاينده است گفت همچنين مىكند خدا مىكند آنچه مىخواهد ( 40 ) گفت اى پروردگار من بگردان براى من نشانى گفت نشان تو آنست كه سخن نگويى با مردم سه روز مگر به اشاره و ياد كن پروردگار را بسيار و تسبيح كن در شبانگاه و بامداد ( 41 ) و هنگامى كه گفتند فرشتگان اى مريم بدرستى كه خدا برگزيد ترا و پاكيزه گردانيدت و اختيار كردت بر زنان جهانيان ( 42 ) اى مريم عبادت كن مر پروردگارت را و سجود كن و ركوع كن با ركوع‌كنندگان ( 43 ) آن از خبرهاى نهانست وحى ميكنم آن را به تو و نبودى تو نزد ايشان هنگامى كه مىانداختند قلمهاشان را كه كدامشان پابندانى كنند مريم را و نبودى تو